تبلیغات
بن بســــــــــــت

سلام

1390/05/6 ساعت 00 و 02 دقیقه و 05 ثانیه

نویسنده : raha mina
این اولین نوشته ی منه امیدوارم وبلاگ پر بازدیدی بشه و كلی دوست پیدا كنم


دیدگاه ها : كامنت ها
آخرین ویرایش: - -

بدون عنوان

1390/07/8 ساعت 14 و 50 دقیقه و 19 ثانیه

نویسنده : raha mina

از اولین جملت فهمیده بودم زود عشقای قبل از تو سوءتفهام بود

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1390/07/8 ساعت 15 و 46 دقیقه و 49 ثانیه

بن بست

1390/07/4 ساعت 19 و 59 دقیقه و 53 ثانیه

نویسنده : raha mina
من به بن بست نرسیدم راهمو کج کردم

باتو مشکلی ندارم با خودم لج کردم

دنبال راه فرارم از تو نه از اینجا

می دونی فایده نداره بسه دیگه رویا

تو چرا خسته نمی شی از من دیونه

از منی که شبو روزام مثل هم می مونه

تو چرا چیزی نمی گی این خودش کابوسه

غصه کم کم جون می گیره دل یهو می پوسه

من نمی تونم بسازم خونه ی رویاتو

حیفه پای من بریزی همه ی دنیاتو
من خودم اسیر راهم تو اسیرم می شی
من نمی خوام توی سختی تو کنارم باشی



دیدگاه ها : نظر دهید
آخرین ویرایش: - -

.

1390/07/3 ساعت 21 و 56 دقیقه و 36 ثانیه

نویسنده : raha mina

سلام بچه ها ممنون كه به دیدن سایتم اومدین نظرتونو راجع به قالبم گفتین

یه خبر مهم::::::::::::: كنكور قبول شدم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

قالب

1390/07/2 ساعت 23 و 30 دقیقه و 08 ثانیه

نویسنده : raha mina

سلام دوستان میخواستم نظرتونو راجع به قالب جدیدم بگین

مرسی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عمق احساس

1390/06/7 ساعت 01 و 18 دقیقه و 38 ثانیه

نویسنده : raha mina

یواش گفتم دوست دارم
واسه اینه كه نشنیدی
بلد نیستم كه بد باشم
نگو اینو نفهمیدی
بذار باشم كنار تو
كنار عطر این احساس
بذار حبس ابد باشم
تو عشقی كه برام رویاس
بذار با گریه اینبارم
بگم خیلی دوست دارم
اگه بازم پشیمونی
بروت اصلا نمیارم

دلم میگیره هر روزی
كه میبینم تو درگیری
دارم میمیرم از وقتی
 سراغم رو نمیگیری
نگام رو از تو دزدیدم
با این چشمای غمبارم
نمیخواستم بدونی كه
 چقدر چشماتو دوست دارم
ولی با گریه اینبارم
میگم خیلی دوست دارم
اگه بازمپشیمونی
 بروت اصلا نمیارم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

كاش

1390/06/6 ساعت 12 و 52 دقیقه و 19 ثانیه

نویسنده : raha mina

كاشكی چشمامو میبستم
كاشكی عاشقت نبودم
اما هستم
كاش ندونی بیقرارم
كاش اصا دوست نداشتم
اما دارم
كاش ندونی كه دلم
واسه چشات پر میزنه
كاش ندونی كه میاد
هر روز بهت سر میزنه
كاشكی بارون غمت منو میبرد
كاش ندونی كه نگاهم
خیره مونده به نگاهت
كاش ندونی كه همیشه
موندگارم چشم به راهت
كاشكی احساسمو عشقت
دیگه میمرد
كاش گلاتو میسوزوندم
كاش میرفتم نمیموندم
اما موندم
كاش یكم بارون بگیره
كاش فراموشت كنم من
اما دیره

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سكوت

1390/06/4 ساعت 18 و 15 دقیقه و 56 ثانیه

نویسنده : raha mina
ساكت باش
سكوت كن ولی دوستم داشته باش
در سكوت دستانم را بگیر
دستان یخ زده ام
نشان از قلب سردم دارند
و تو در سكوت
سكوتی كه بلند تر از فریاد است
فریادكن ولی خاموش
كه ای غریبه دوستت دارم
سكوت عجیب است
سكوت حرمتی عجیب دارد
كه شكستنش جرئت میخواهد


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

قوزك پا

1390/06/3 ساعت 23 و 54 دقیقه و 05 ثانیه

نویسنده : raha mina

دیگه این قوزك پا یاری رفتن نداره
لبای خشكیدم حرفی واسه گفتن نداره
چشای همیشه گریون اخه شستن نداره
تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره
میخوام از دست تو از پنجره فریادبكشم
طعم بی تو بودنو از لب سردت بچشم
نطفه ی دزدیدنت رو توی سینم بكشم
مثه سایه پا به پام من تو رو همرام نكشم
بذار من تنها باشم میخوام كه تنها بمیرم
برمو گوشه ی تنهایی و غربت بگیرم
من یه عمریست كه اسیرم زیرزنجیر همه
دست و پام غرقه به خون شد
دیگه بسه موندنت


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

. . .

1390/05/27 ساعت 23 و 20 دقیقه و 00 ثانیه

نویسنده : raha mina

. . .




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1390/06/2 ساعت 15 و 08 دقیقه و 29 ثانیه

پیاده میشم

1390/05/23 ساعت 18 و 20 دقیقه و 41 ثانیه

نویسنده : raha mina
صورت خسته نگران و بی ارامش و مریض
كه قایم شده بود زیر ارایش غلیظ
زخمی از خاطرات تلخ دیروز
چشم میدوخت به خیابون سرد بیروح
با تحمل سنگینی نگاه ادما
ادامه میداد او به راه ناتمام
و اولین بار برای اخرین راه
بهتره بگم كه اخرین چاه
تنها دودل توفكرو با تعجب
دنبال چی بود پول یا توجه؟
تو روزگاری كه هركسی دنبال اشناس
دخترك میگرده پی یه فرد ناشناس
كه ازاون غریبه ها یه عده ماییم
اروم اشاره زد كه شیشتو بده پایین
فقط میتونیم امشبو با توباشیم و بس
اینو گفتو نشست و در ماشینو بست
پسر میخواست سر صحبتو وا كنه زود
تیكه مینداخت منتظر واكنش بود
ولی دخترك صداشو نمیشنید
تو دنیایی بود كه به صادگی نمیشه دید
دیدی كه بعضی وقتا بغضی تو گلوته
نمیخوای گریه كنی جلو كسی كه پلوته
هی امان از این زمان
زمانی كه دیگه برد توان از این زبان
پسر گفت لعنت به این بخت بد
خونه ی ما میمونه واسه ی وقت بعد
سعی نكن كه با سكوتت زیر پوستم بری
اگه پایه ای میتونیم خونه دوستم بریم
خوب حاضری با دو نفر باشی یا نه؟
معلومه كه رفتار دخترك ناشیانس
سوال تكرار شد حاضری باشی یا نه؟
دختر به فكر یك شب و یك اشیانس
گفت بریم من كه همهچیو از دم باختم
گناش پای اونا كه منو پس انداختن
عصبانی از خاطرات خاموش قدیمه
پی محبت میگرده توی اغوش غریبه
توخونه ای رشد كرد كه عشق نبود
جای عشق فحش و مشت و زیر چشم كبود
پدری كه جلو مشكلات مختلف ضعیفه
فقط زورش میرسه به دختر ظریفش
با خودش گفت پشتم به كیا قرصه؟
خونوادم ؟اونارو خدا بیامرزه
اون موقع كی بود احترام به حرفاش بذاره؟
حالا مجبوره كه تنشو به حراج بذاره
ببین تو این قصه هارو میشنوی و میری
بعد چندبار شنیدن ازش میگذری و سیری
ممنون از اونی كه به دیگری صدامو پاس داد
بگذریم بریم سراغ ادامه داستانی كه
امروز نوشتنش رو مود من بود
این یه دردیه كه به خیلیا بوده مربوط
كاری ندارم كه كارش خلاف شرعه
ولی واسه رابطه ها اول علاقه شرطه
وگرنه یه روحه كه روی جسمی سواره
چطور تو اغوشی بره وقتی حسی نداره؟
تو این روزگار دردناك و سیاه بی شرم
ای كاش بگه نگهدار من پیاده میشم
راه برای ادامه دادن زیاده بیشك
ای كاش بگه نگهدار من پیاده میشم
  


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

چی باعث جذابیت یك شخص میشه؟

1390/05/20 ساعت 00 و 10 دقیقه و 01 ثانیه

نویسنده : raha mina

نتیجه ی نظر سنجی میدونی چی بود؟

معرفت بیشترین رای رو اورد

بعدش اخلاق خوب

بعدش باحال بودن و سادگی به یه اندازه

و قیافه اصلا رای نیاورد

قابل توجه بعضیا كه هزار جور عمل زیبایی میكنن

هزار جور ارایش و میكاپ و هزار جور رژیم مختلف تا خوشگل بشن

ولی واقعا اگر یه دوست با معرفت زشت داشته باشیم خوشحالیم؟

ایا این امار واقعیه؟




دیدگاه ها : صادق باش و بگو
آخرین ویرایش: - -

اخرین دیدار

1390/05/19 ساعت 20 و 39 دقیقه و 32 ثانیه

نویسنده : raha mina
امروز
نمیدونم مرداد یا تیر
نمیدونم سال چند
نمیدونم حتی تو چه قرنی هستم
شاید تو تاریخ گم شدم
یه فراموش شده
یه ناتموم
یه گنگ
یه خسته
یه مانده در راه
با یه سكوت مرگبار وابدی
كه حتی با مرگم تموم نخواهد شد
یه نیمه جون كه تو یه دریای دور اسیره
هیچكی جز خودش صداشو نمیشنوه
انگار دنیا باهاش تنها مونده
امیدشو از دست میده
تنهاییشو باور میكنه
دست از تقلا برمیداره
كمكمك فرو میره توی ابیای دریای تنهاییاش
تولحظات اخرش
لحظات مرگبار اخر
یه نفر داد میزنه
دستتو بده به من
ولی صداش تا اخر دنیا میره و
به همه میرسه
جز به همون فراموش شده زمان
بعد رفنش
بعد غرق شدنش تو دریای تنهاییاش
همه فهمیدن تو دنیا ادم تنها زیاده
ادمای تنهایی كه هرروز و هرروز
تو دریای تنهایی خودشون
فرو میرن و خیلی دیر ادمای اطرافشونو میبینن
وقتی كه دیگه خیلی دیره
اره ادمای تنهایی كه حتی
نمیخوان
نمیتونن
حتی بلد نیستن
تنهاییشونو تقسیم كنن با تنهاهای دیگه
مواضب باش
خوب نگاه كن
از بودنم استفاده كن
شایداین اخرین دیداره
شاید این اخرین تقاضای كمكم باشه
كه به گوش هیچكس نرسید
گوش كن گوش كن شاید بشنوی
كه تا دیر نشده دستتو دراز كنی طرفم و بگی
دست منو بگیر
 شاید این اخرین باره
شاید این اخرین دیداره



دیدگاه ها : دوسش داشتی؟
آخرین ویرایش: - -

تنها

1390/05/15 ساعت 23 و 19 دقیقه و 22 ثانیه

نویسنده : raha mina

امشب بازم دلم گرفته

 بازم داغونم  

باز دلم گریه میخواد

بازم تنهام

تنهای تنها

اخه چرا؟

خدا تو بگو چرا؟

چرا من تنهانم؟

چرا من ؟

فقط میخوام امشب صبح بشه

از همه متنفرم

از همه دلخور

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سوی تو

1390/05/12 ساعت 00 و 15 دقیقه و 19 ثانیه

نویسنده : raha mina

حس غریبی میكشد من را به سویت

تك بوسه را میفرستم سوی رویت

پرواز هر دم میكنم با شوق وصلت

ای جان من قربانی هر تار مویت

 

اینو واسه  . . . نوشتم




دیدگاه ها : مرهم دل شكسته ام
آخرین ویرایش: - -

گوش كن!!

1390/05/9 ساعت 22 و 55 دقیقه و 53 ثانیه

نویسنده : raha mina

به حرفم گوش كن

باوركن و در خاطرت بسپار

مرا تنها در این كوران غم مگذار

نمیگویم فراموشم مكن

 اما

اگر گاهی مرا در خاطر اوردی محبت كن

و پایت را بروی قلب ما مگذار




دیدگاه ها : گوش كن!!!!
آخرین ویرایش: - -

اسیر

1390/05/9 ساعت 21 و 09 دقیقه و 33 ثانیه

نویسنده : raha mina

اسیر خاك و خاكستر نشینم

از این بدتر ز دورانم نبینم

همه گویندعاشق پیشگی كن

روم تا عشق دیگر برگزینم

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

همین

1390/05/9 ساعت 18 و 14 دقیقه و 12 ثانیه

نویسنده : raha mina

be salamatye eshgh ke hamishe behtarin bahoneye dostdashtane...
be salamatye baghboni ke baghchash hamishe sabze...
be salamatye zendoniye bi molaghati...
be salamatye tanha yaram ke to tanha tarin lahazatesh mara dar tanha tarin rozhaye tanhaiy tanha nazasht ...
DOSET DARAM
به یاد تو تو كه .....

وای چقدر دلم واسه صدات دروغات تنگ شده

میگن دل هرچی بیشتر بشكنه قیمتش میره بالاتر...

میدونم فقط میخواستی قیمت دلمو بالا ببری

حتما میخندیو میگی این دیوونه بود ...

اره دیوونه بودم دیوونه ی چشمایی كه مال من نبودند.

دستایی كه گرمیشونو از قلب دیوونه ی من میگرفتنو...

و چه ساده میشكستنش...

اره یادمه خودم گفتم خوب یادمه همه چی تموم شد

من گفتم ولی تو چی؟

همه چی تموم شده بود قبل گفتن من خودتم میدونی

تو همه چیزو تموم كردی قبل گفتن من... مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بعد تو ... مرد

اره یه بخشش مرد شدم یه ادم كثیف كه خودم از خودم بدم میومد...لعنت به تو ...لعنت به من

توی هر كسی دنبال ... خودم بودم دنبال كسی شبیه تو

منتظرم هنوزم مثه دیوونه ها منتظرتم...

همه گفتن دیوونه این ادم تو نبود ازش دل بكن ولش كن بیخیالش لیاقت تو رو نداشت...

هر كی رسید یه چیزی گفتو خبر از دل تنگ من نداشت انگار همه منتظر این روز بودن همه این روزو میدیدن به جز من همه...

حالا كجایی حالا چیكار میكنی روزاتو با كی شب میكنی؟ شباتو با كی به صبح میرسونی

منو ببخش اگه با نوشتم ناراحتت كردم  دلتنگیای یه دیوونه بود

 همین . . .




دیدگاه ها : یه دیوونه مثه خودم
آخرین ویرایش: - -

خاطره

1390/05/9 ساعت 15 و 52 دقیقه و 32 ثانیه

نویسنده : raha mina

سلام

میخوام همرو دعوت كنم

یك  خاطره مهمان من باشید

اگه دوست داشتید بهترین یا بدترین خاطره ی خودتونو بنویسین تا بقیه رو هم توش سهیم كنین

منتظر خاطراتتون هستم

ممنون 




دیدگاه ها : خاطرات شما
آخرین ویرایش: - -

رها

1390/05/8 ساعت 23 و 32 دقیقه و 41 ثانیه

نویسنده : raha mina
شبی غمگین شبی بارانی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

تو میدونی!

1390/05/7 ساعت 12 و 13 دقیقه و 15 ثانیه

نویسنده : raha mina

پشت این پنجره ها دل میگیره

غم و قصه ی دلو تو میدونی

وقتی از بخت خودم حرف میزنم

چشام اشك بارون میشه تو میدونی

عمریه غم تو دلم زندونیه

دل من زندون داره تو میدونی

هرچی بش میگم تو ازادی دیگه

میگه من دوست دارم تو میدونی

میخوام امشب با خدام شكوه كنم

شكوه های دلمو تو میدونی

بگم ای خدا چرا بختم سیاس

چرا بخت من سیاس تو میدونی

پنجره بسته میشه شب میرسه

چشام اروم نداره تو میدونی

اگه امشب بگذره فردا میشه

مگه فردا چی میشه تو میدونی

عمریه غم تو دلم زندونیه

دل من زندون داره تو میدونی

هرچی بش میگم تو ازادی دیگه

میگه من دوست دارم تو میدونی . . .

 

وای من دیوونه ی این اهنگ فریدون فروغیم!

نمیدونم شنیدید یا نه!

اگه نشنیدید گیرش بیارین گوش كنین خیلی قشنگه!

راجع به این اهنگ واسم كامنت بذارید خوشحال میشم

یا اگه خاطره ای با این اهنگ دارین بنویسین!




دیدگاه ها : خاطره ها
آخرین ویرایش: - -

دلتنگی

1390/05/6 ساعت 22 و 12 دقیقه و 21 ثانیه

نویسنده : raha mina

امشب پنجشنبس

یه حس خاصی دارم نمیدونم چیه یه دلتنگیه داغون با چاشنی یه كم امید مسخرس

امروز همینجوری یهو سر از فال حافظ دراوردم یه فال گرفتم كه حافظ جونم زد تو خال و گفت كسی كه شدیدا دوسش داری بهت برمیگرده اونم نه همینجور الكی ها! یه جوری تلاش میكنه تا واست از قبلم بهتر شه!وای چه فالی!!!!تازه گفت یه خبری بهت میرسه از نگرانیم درمیای!ایشالا

راستی فردا كنكور دارم و یه عالمه عذاب وجدان اخه با 1 سال كلاس و كنكورازمایشی احساس میكنم دارم میرم تجربه كسب كنم اصلا امید به قبولی ندارم ولی واسم دعا كنید!!!!!

قبلنا این موقع ها داشتم تو میهن چت میچتیدم ولی چن روزه كانكت نمیشم دلم واسه بچه ها تنگیده!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1390/05/6 ساعت 22 و 28 دقیقه و 44 ثانیه

نیستی

1390/05/6 ساعت 17 و 23 دقیقه و 30 ثانیه

نویسنده : raha mina

تو كه نیستی تا ببینی

گریه های هرشب من

بی حظور عاشق تو

چه عجیبه گریه كردن

تو كه نیستی تا ببینی

دل اسمون شكسته

جاده تا صبح قیامت

منو این پاهای خسته

 

نمیدونم این شعرو شنیده بودید یا نه

از این شعر خیلی خاطره دارم

دوسش دارم منو یاد كسی میندازه كه ...

بی خیال

واسم دعا كنید

خیلی نیاز دارم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

4شنبه

1390/05/6 ساعت 01 و 38 دقیقه و 47 ثانیه

نویسنده : raha mina

امروز 4شنبس

جمه كنكور دارم الان ساعت یه رب به 3 صبحه و من دارم اپ میكنم

یكی نیس بگه دیوووونه بگیر بخواب دگ

الان وقته اپ كردنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

عشق

1390/05/6 ساعت 01 و 30 دقیقه و 18 ثانیه

نویسنده : raha mina

عشق قدرتمندترین قدرت هاست

و

خدا مغناطیس بزرگ عشق

و

تو میتوانی مانند خرده اهنی باشی

 

درنظربازی ما بی خبران حیرانند

من چنینم كه نمودم دگر ایشان دانند

 

عاقلان نقطه ی پرگاروجودند ولی

عشق داند كه در این دایره سرگردانند

 

عشق تنها ازادی در دنیاست

زیرا چنان روح را تعالی میبخشد كه قوانین بشری و پدیده های طبیعی مسیر ان را تغییر نمی بخشد

(جبران خلیل جبران)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

باش

1390/05/6 ساعت 01 و 05 دقیقه و 43 ثانیه

نویسنده : raha mina

ابگیری ساكن باش!بگذار چهره ات شكوه و شگفتی را بازتاباند

سنجاقك باش! ارام اما شادمان

پروانه باش ! پذیرای غنای لحظات

غنچه باش ! اماده ی شكفتن

درخت باش ! ان پناهگاه بزرگ

شب پره ای باش ! جویای نور

فانوس باش ! راهنمای گمشدگان

راه باش ! مسیر را برای دیگران بگشا

باداویزی باش ! بگذار نسیم بر تو بوزد و طوفان ها را به نغمه تبدیل كن

باران باش ! بشوی پاكی اور ببخش

علف باش ! رشد كن حتی انگاه كه له شده ای

پلی باش ! در ارامش و صلح به دیگر سو برس

خزه باش ! توانت را با نرمی با مهربانی تعدیل كن

خاك باش ! میوه به بار اور

باغبان باش ! خالق نظم

معبد باش ! بگذار معنویت در تو سكنی گزیند

فصل های طبیعت باش ! تغییرات را خوش امدگوی

ماه باش ! درخشان در تاریكی

ریگ باش ! بگذار زمان تو را شكل دهد صیقل دهد

برگ باش ! انگاه كه زمان رفتنت فرارسیده باشكوه فرودای

و            به این چرخه اعتماد كن

پایان یكی شروع دیگریست

چارمین اسراپا




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

...

1390/05/6 ساعت 01 و 02 دقیقه و 36 ثانیه

نویسنده : raha mina

دریای بزرگ دور

یا گودال كوچك اب

زلال كه باشی       اسمان در توست




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

...

1390/05/6 ساعت 00 و 56 دقیقه و 48 ثانیه

نویسنده : raha mina
در بهشت گاهی و در جهنم همیشه به خدا میرسی


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -